دخترطلای ماماندخترطلای مامان، تا این لحظه: 12 سال و 12 روز سن داره

برای تو که میدونم یه روزی میای...

برگ سی و یکم

سلام عزیز دلم  امشب تولد حضرت محمد (ص) ، پیغمبر مهربونی هاست گلم .... مامان افتخار این رو داشته که به زیارت حرم پاکش بره ...یادش بخیر ... خیلی دلم هوای مدینه رو کرده ،دیدن   گنبد خضرااااااااااااااای پیغمبر ...   عزیزکم میخوام برات از سفرم بگم و از مهربونی پیغمبر (ص).... سال 91 بعد 5 سال انتظار بالاخره اسمم واسه حج عمره در اومد ،سفری که به بهترین سفر عمرمممم تبدیل شد  .....البته من بدون بابایی رفتم چون زمان اسم نویسی مجرد بودم و وقتی اسمم دراومد متاهل ، کاریش نمیشد کرد باید بدون بابایی میرفتم .... با مامانی (مامانه من) و مامان بزرگ و بابابزرگ مامان و خاله های مامان رفتیم ...... یادمه ر...
28 دی 1392

برگ سی ام

 عزیزکم ... عشقم ...نازنینم .... فرزند به دنیا نیامده ام .....   من خدایی دارم که فرموده " بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را " و من خوانده ام او را ..... و خواسته ام تو را از او    امید دارم خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره صدای خسته ی من رو میشنوه .....امید دارم خدایی که نامش دوا و ذکرش شفاست ، دردم رو درمان میکنه .....امید دارم خدایی که درهای بسته رو به روی یوسف باز کرد ، درهای رحمتش رو به روم باز میکنه ....امید دارم خدایی که زکریا رو در پیری صاحب فرزند کرد  ، به زودی زود تــــــو رو مهمون دلم  میکنه ..........   نفسم ،دیشب مطب دکتر بودم .... اینبار دکتر آمپولام...
27 دی 1392

برگ بیست و نهم

سلام عزیزکم  این ماه هم نشد .....امروز با درد از خواب بیدار شدم ......خیلی گریه کردم مامان ......دلم شکست ........خیلی امیدوار بودم چون خیلی دعا کرده بودم خیلی با خدا درد و دل کرده بودم .....خیلی امیدوار بودم  خدا به خاطر شرایطم بهم رحم کنه ولی .....   خواهرم سه ماهش تموم شد ...شکمش دیگه داره تابلو میشه ... ماهی که داره میاد خیلی سخت میشه واسم . ........ خدایا بهم صبــــــــــــــــــــــــــــر بده... خدایا شرمنده ام از روی شوهر مهربونم ...شرمنده ام از روی مامانم ، بابام وخونوادم که به خاطر من غصه  میخورن دیگه حرفی ندارم که بگم ، کم آوردم ..........   ...
22 دی 1392

برگ بیست و هشتم

سلاممممم فرشته ی من  امروز آغاز سال 2014 میلادی هست .... سال نو میلادیت مبارک عزیزم ..... حدود 2 ماه 20 روز دیگه  مونده به آغاز سال 1393 شمسی که سال نو ما ایرانیهاست      گلم ...دعا میکنم توی فاصله  بین  این  دو تا  سال نو ، هم شما و هم نی نی های همه خاله های منتظر بیاین توی دلامون .....  ....  الهی  آمین    خدایا ناامیدمون نکن ....    ...
11 دی 1392

برگ بیست و هفتم

سلام گل قشنگم ..چطوری خوبی؟ تو آسمونا بهت خوش میگذره مامان؟ عزیزم  نمیخوای زمینی شی؟؟؟؟ میدونی جای آدما رو زمینه گلم ... زودتر بیا که اینجا خیلیها منتظرت هستن . دو روز پیش نی نی دختر خاله مامان به دنیا اومد ، یه دخمل ناز نازی تپل ..... عزیزم چند روز پیش مامان و بابایی رفتیم قشم ... خیلی جزیره زیبایی هست ... بهش عجایب هفتگانه خلیج فارس هم میگن .... جاهای دیدنی زیاد داره که ما اکثرش رو رفتیم ....تو آبهای خلیج همیشه فارس هم قایق سواری کردیم و دلفینها رو دیدیم خیلی خوش گذشت جات  خالی بود گلم .... هر جای جزیره که  میرفتم و عظمت خدا رو میدیدم دعا میکردم و از خدا میخواستم تو زودتر بیای پیشمون  نازنینم...
10 دی 1392
1